عاشقتم! 💕 پارت 3

12:58 1401/05/12 | yalda

بفرمایید ادامه

از زبان سزار! :
حتما مشکلی براش پیش اومده اخی، چقد تو خواب مظلومیتش بیشتر میشه. دختر مهربونیه اینو مطمعنم یعنی چرا اینطور شده بود؟ کم پیش میومد برای یه دختر که توی کوچه خوابیده بود از این کارا بکنم.... نه بخواطر اینکه دلم نمیخواد بیان پیشم ، بخواطر اینکه از مهربونیتم سو استفاده کردن!  درسته....سو استفاده بعد مدتی از شهرتی که داشتم سو استفاده میکردن، یه روز که بلند شدم دیدم پول زیادی نمونده برام.... اون کسی که من بهش جای راحت داده بودم و کمکش کردم حالش خوب بشه پول هام رو دزدیده بود نه تنها پول بلکه طراحی هایی که براشون کلی زحمت کشیده بودم هم برد! 
اما این دختر که توی کوچه خوابیده بود با همه شون فرق داشت، بدن لاغر......چشم های زیبای دریایی......موهای بلند بافته شده! 
اون دختر کی به هوش میومد؟ خیلی دلم میخواست باهاش هم صحبت بشم. 
_ خانم دکتر کی به هوش میاد؟ 
_ حدوداً 3 ساعت دیگه، البته باید چند تا سرم بزنیم که تقویت شه بدنشون اینطوری احتمال بی هوش شدنشون زیاده اگه بدون سرم به هوش بیان. 
_ ممنون، میتونید برید . 
_ بله خانم سزار 
از در خارج میشه *
از زبان خانم سزار :
رفتم کنار پنجره
روی صندلی چوبی قدیمی نشستم
پنجره رو باز کردم و به گل هایی که خودم کاشتم نگاه کردم
چقد زیبا خودشون رو نشون میدادن!

به درختی که همیشه با مهربونی بهش آب میدادم نگاه کردم، چقدر با عشق ورزیدن بزرگ شده! هنوز یادمه چند سال پیش بود که کاشتمش.... دقیقا موقه ای که طراحی هام رو به نمایش گذاشتم
طراحی هام خوب تو شهر سروصدا راه انداخته بود و این منو خوشحال میکرد. 
عاشق کارم هستم، چه فایده وقتی کار کنی ولی لذتی توی کارت نباشه؟ هیچ جذابیتی برات نداشته باشه؟ 
میدونی چی باعث شد به چیزی که بهش علاقه مندم برسم و از خودم راضی باشم!؟ 
تلاش کن! یه بار نشد دوباره! همینطور سه بار.... چهار بار.... پنج بار..... شش بار..... هفت بار... 
همش ادامه ادامه ادامه تا به شکل دلخواه برسی! 
بعضی ها سخت گیرن پس با خودت بگو اشکال نداره من راهمو ادامه میدم و هی بیشتر تلاش کن تا به چیزی که میخوای برسی.