عاشقتم! 💕 پارت 2

19:48 1401/05/10 | yalda

ا

داشتم به بدبختی هام فکر میکردم که یه چیزی توجهم رو جلب کرد. 
دختری با موهای قهوه ای روشن   که خبرنگار ها و عکاس ها اطرافش رو پر کرده بودن! چشمش به من افتاد ولی همچنان خبرنگار ها و عکاس ها  دورش رو گرفته بودن خبر نگار ها و عکاس ها رو پس زد و نزدیکم اومد
دختر: سلام! چرا اینجا خوابیدی؟ دختر به زیبایی تو، با این موهای سورمه ای درخشان، با این چشم های دریایی، با لب و دماغی که باعث میشه خیلی خوشگل تر بشه، چرا باید توی کوچه خوابیده باشه؟

مرینت : تازه تونستم درست ببینمش دختر خوشگلی بود! دماغ کوچیک و عروسکی، موهای قهوه ای فرفری ، لب نسبتا بزرگ صورتی، چشم های عسلی خیره کننده 
وای چه دختر نازی بود! چی میشد منم این زیبایی رو داشتم؟ لباسش که نشون میداد خیلی پولداره رو دیدم، لباس زرشکی استین بلند ، روی شونه هاش با الماس یه اسمش رو نوشته بودن ، نوشته بود آل... 
دختر: خانم؟ خانم؟ 
مرینت : بله بله، متاسفم چیزی گفتید؟ 
دختر: چرا توی کوچه خوابیدی، دختر به قشنگی تو نباید الان توی یه خونه ی لاکچری توی تخت خواب گرم و نرم گرونش باشه؟ 
توهین نباشه ولی چرا لباسات انقد کهنه اس؟ 
چرا.... 
مرینت: نذاشتم ادامه ی حرف هاش رو بده، دختر کنجکاوی به نظر میومد، قصد توهین نداشت ولی حرف هاش اذیتم میکرد
خواستم چیزی بگم که چشم هام سیاهی رفت..سیاهی مطلق

از زبان دختری که پیشش بود: 
وای ، از هوش رفته، دست گذاشتم روی پیشونیش، تب داشت! توی این هوای سرد بدون پالتویی یا حتی شال گردن
بی توجه به خبرنگار هایی که دورم جمع شده بودن اون دختر زیبا رو بلند کردم، سوار ماشینم شدم ماشین رو روشن کردم با سریع ترین سرعتی که میتونستم یه دکتر حرفه ای پیدا کردم، روی دستش چند تا زخم بود که لباس کهنه اش رو به رنگ خون کرده بودن
رسیدم به خونه
اون دختر رو بردم توی یکی از اتاق ها 
اتاق خیلی خوشگلی بود تم اتاق قرمز با خال خال های سیاه بود! 
روی بالشت سیاه گذاشتمش که خدمتکار اومد
_ خانم سزار دکتر اومدن 
سزار:بگو سریع بیاد اوضاع خیلی بده این دختر خیلی ضعیفه
و دکتر وارد اتاق شد
( 15 دقیقه بعد)
سزار:وارد اتاق شدم، سوالات زیادی داشتم از دکتر، اون دختر خیلی ضعیف بود این نگرانیم رو بیشتر میکرد درسته شناختی ازش نداشتم ولی یه حسی بهم میگفت دختر خیلی مهربون و خوبیه 
شروع به سوال پرسیدن کردم
_ خانم دکتر، چرا یهو بیهوش شدن؟ 
_ ایشون خیلی بدن ضعیفی دارن، مدت زیادیه نه آب خوردن نه غذایی
_ چرا خونی شدن پس؟ با ضعف کردن کسی خونی نمیشه
_ روی کمرش پر جای کبودی با جای دست و ناخون که باعث شده زخم شده بودن بود!

بعدی رو پس فردا میدم، برای دادن بعدی لایک و کامنت بدید تا جایی که میتونید ولی حتما ادامه میدم رمانو 💕